المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
640
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
حديث اوّل : گفتهاند وقتى « غيلان » « 1 » اسلام آورد ، در حالى كه ده همسر داشت ، حضرت رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به او فرمود : « أمسك أربعا و فارق سائرهنّ » ؛ « چهار نفر از آنان را نگهدار و از بقيّه جدا شو » . و از فرقهء قاسميّه كه گروهى از فرقهء زيديّه مىباشند ، جواز ازدواج با نه زن نقل شده است كه دليل آنها ، همان معناى جمعى « واو » مىباشد و طبق قول آنها ، جواز ازدواج با 18 زن نيز لازم مىآيد ؛ چون « مَثْنى » به معناى « دوتا دوتا » مىباشد . همچنين « ثلاث » و « رباع » امّا آنها اين قول را انكار كردهاند . « 2 » 7 - اين تعداد براى مردان و زنان آزاد جايز است . امّا به فتواى فقهاى شيعه ، براى عبد ، نكاح با بيش از دو زن آزاد يا چهار كنيز جايز نيست . گروهى نيز گفتهاند : « عبد » مثل « حرّ » است . « مالك » و « داود » و « ابو ثور » نيز به اين قول قائلند . امّا « شافعى » و « ابو حنيفه » و يارانش و « احمد » قائلند كه : براى « عبد » دو زن جايز است ، نه بيشتر ؛ خواه آن دو زن آزاد باشد يا كنيز . دليل ما قول خداوند است كه فرمود : « ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ شُرَكاءَ فِي ما رَزَقْناكُمْ فَأَنْتُمْ فِيهِ سَواءٌ » « 3 » يعنى : « خداوند مثالى از خودتان براى شما زده است ، آيا بردههاى شما در روزيهايى كه به شما دادهايم ، شريك شما مىباشند ؟ آنچنان كه هر دو مساوى بوده باشند » . در اين آيه ، خداوند
--> ( 1 ) . غيلان بن سلمة بن معتب يكى از سرشناسان قوم ثقيف و يكى از سران آنها بود . « از كسانى بود كه ( به نمايندگى از حضرت رسول ( ص ) ) به سوى كسرى فرستاده شد كه ماجراى ملاقات با كسرى شنيدنى است : كسرى به وى گفت : كدام فرزندت را بيشتر دوست دارى ؟ گفت : فرزند كوچك را تا زمانى كه بزرگ شود و فرزند مريض را تا زمانى كه شفا يابد و فرزند غايب را تا زمانى كه بازگردد . كسرى گفت : تو را چه به اين حرفها ؟ اين كلام ، كلام حكماست ، در حالى كه تو از قوم عارى از اين گونه كلمات هستى كه كلام حكيمانهاى ميان آنها نيست . غذاى تو چيست ؟ گفت : نان و گندم ، كسرى گفت : اين عقل از گندم است نه از شير و خرما ، او بعد از فتح طائف اسلام آورد و در اختيار او ده سرزن بود كه همگى با وى مسلمان شدند . پيامبر خدا ( ص ) امر فرمود : « چهار نفر از آن زنان را انتخاب كند و بقيّه را رها سازد » اين داستان را ابن اثير در اسد الغابه ، ج 4 ص 172 با اسناد به ابن عمر نقل كرده است و كنز العمّال ، ج 16 ، ص 330 ، حديث 44765 ( 2 ) . در كتاب مستمسك ج 12 صفحهء 76 آمده است كه : « در اين ايّام از علوييّن لاذقيّه ، از بلاد شام سؤالى دربارهء ميّتى كه هشت همسر داشت ، به دستمان رسيده است و شايد اين عمل با اعتقاد به مشروعيّت ، آن نبوده است » . ( 3 ) . سورهء مباركهء روم ، آيهء 28 .